ابراهم والنتاين ويليامز جكسون ( مترجم : منوچهر اميرى و فريدون بدره اى )

72

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى )

هرچه زمان مىگذشت شايستگى او در نظر من بيشتر مىشد ، و من خشنودم كه اين نكته را در اينجا يادآور شوم كه خوشبختانه از آن هنگام تاكنون وى همت به تحصيل علم طب گماشته است و اكنون در طهران سرگرم اين كار است تا روزى طبيب شود و به درمان هموطنان بيمار خود كوشد . تبريز را بدرود گفتم و پيش از آنكه به شرح بقيهء ماجراى سفر خود پردازم نامناسب نمىدانم كه در فصل ديگر شمه‌اى از احوال زرتشت و كتاب او اوستا بيان كنم ، زيرا تاكنون اين نامها را بارها تكرار كرده‌ام و از اين پس نيز كرارا به آنها اشاره خواهم نمود . مآخذ و توضيحات مؤلف

--> - هفت داماد را در شب عروسى ايشان با سارا كشته بود . با اينهمه آن جوان ناشناس يعنى رفائيل ديو را از آنجا راند و طوبياس را به وصال معشوق رساند . اين چند تن پس از آنكه وامى فراهم كردند روى به راه نهادند و به نينوا بازگشتند . رفائيل طوبيا را از نو بينا ساخت ، و او و فرزندش نيمى از پولى را كه به دست آورده بودند به رفيق خود بخشيدند . اما رفائيل چهرهء حقيقى خويش را بر ايشان آشكار كرد و پس از ستايش طوبيا ، كه از روى ورع و تقوى به تدفين اموات پرداخته بود ، از انظار پنهان شد .